یادداشت‌های علم، پنجشبنه ۲۰ تیر ۱۳۵۳ *** مارسال فردا

صبح باز هم به کارهای جاری گذشت. دکتر رام رئیس بانک عمران پیش من آمد که دولت می‌خواهد از این پرونده خرید گندم استفاده دیگری بکند و نشان بدهد که بانک در این معامله استفاده کرده است. به این جهت خواسته که فروشندگان پرونده خرید و فروش را نشان بدهند. من گفتم: چه مانع دارد، بگو نشان بدهند، البته بانک که عامل خرید بود، برای رضای خدا که این کار را نکرده، برای منفعت بوده است. گفت: بدون اجازه شاهنشاه می‌ترسم چنین دستوری بدهم. گفتم: عریضه عرض می‌کنم، فوری برو شمال و مطلب را به عرض شاهنشاه برسان. همین کار را کردم و رفت.

پست های مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید